گهواره

"حیف است نام من آن‌جا که اوست"

گهواره

"حیف است نام من آن‌جا که اوست"




قصیده‌ی بهشت‌زهرا

بنگر دمی به عالم وین مسلک و مرامش
تا نیز، درنبازی با ذرّه‌ی حطامش
خلقی ببین نشسته، بر گرد محفلِ او
کس نیست کزمیِ مرگ، دنیا نداده جامش
کس نیست کو به شامی، چشمی به خواب بسته
مجموع ازین که بیند، خورشیدِ سرخِ بامش
یک روز  رفته سهراب، یک روز رفته رستم
یک روز رفته در پی، پاکیزه پورِ سامش
اینگونه هیچ و پوچ است؟ آری دلا رها کن
دردِ غم و عذاب و شادیّ احتشامش
هرکس که سخت گرید بر عمر دست رفته،
می‌گویمش حدیثی، از بحر التیامش
با من بیا تو روزی، در سینه شوق و سوزی،
سوی بهشت زهرا ((پاکیزه باد نامش))
هرگوشه‌اش تو بینی، سنگی به روی خاکی
آسوده وار خفته، اینجا شه و غلامش
این سوی آن جوانی، شاد از طلوع بختش
نامش ولی به روی، سنگینیِ رخامش
وان سو ببین نگاری، چون گل میان گلبن،
خوانند "قل هو االه" بر خاک، باب و مامش
 این‌گوشه خفته پیری، وان‌گوشه‌اش جوانی
دست اجل گرفته، از هرکدام، وامش
بیهوده از زمستان، خواهی که دیر خیزد
صدها بهار رفته، کِی دیده‌ای دوامش؟
ماییم، چون سواری، بنشسته روی دنیا
او می‌رود به هرسو، دستِ خودش لگامش
هرگز ولی نبوده، مرگی بدون زایش
هرگز نبوده عاقل، از مرگ، اغتمامش
اینجا ببین درختی، می‌روید از دل خاک
هرگز نبوده عاقل، ترسی ز انهدامش
بر روی شاخه‌هایش آواز بلبلان بین
آواز ده جهان را، سرکش شرابِ جامش...


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۲/۰۷
بردیا مختاری

نظرات  (۱۰)

سلام :
شعرتکان دهنده ای سرودید
درودبرشما
برای سنجش وزن عروضی اشعارتان اینجاهم سربزنید :
http://www.prosody.ir/index.php?option=com_wrapper&view=wrapper&Itemid=27

پاسخ:
پاسخ: سلام!
ممنون نظر لطفتونه!

بله اتفاقاً این سایتُ دیده بودم. جالبه که دقیق تشخیص می‌ده، مثلاً برای شعر من این نتیجه‌ی کاملاً درستُ به دست آورد:
--U-U----U-U--
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن
مضارع مثمن اخرب
البته بیت دوم رو که دادم، با اعتماد به نفس بالا (برازندگی87%)! نتیجه‌ی غلط تحویلم داد! ولی جالبه به هر حال؛ ممنون.
۱۴ اسفند ۹۲ ، ۱۸:۰۰ مشکوة فرمانی
می خوام یه توصیه بهت بکنم و یه توصیه ازت بخوام!توصیه ام اینه که زیاد تو دام توصیف های از مد افتاده و هزار بار تکرار شده نیفت چون به شدت شعر رو لوس میکنه!و حالا توصیه ی تو به من:من انسانی ام.اکثر درسا رو تو قلم چی بالا می زنم.می خوام ازت بپرسم با توجه به این که از ریاضی تغییر رشته دادی و اومدی انسانی ریاضی رو چطوری میزنی؟نحوه ی خوندنت چه جوریه؟آیا از تکنیک هم استفاده می کنی؟اگه ممکنه برات چند تاشون رو بهم یاد بده.نمی خوام بزنم تو ذوقت ولی وقتی که یه شعری رو می بینم که مانند طوماری دراز شده تا مثلا یه لحن حماسی به خودش بگیره ناخواسته می زنم زیر خنده.امیدوارم از حرفی که زدم ناراحت نشی و توصیه ی مخصوص سر آشپز رو هم ازیاد نبری!ممنون!

پاسخ:
پاسخ: سلام!
مرسی؛ جوابم به توصیه‌ت ساده ست: من تفنّنی شعر میگم؛ همین! نمیشینم سر تعبیرا و مفرداتش تمرکز کنم، یه چیزی میاد، تایپ میکنم، میذارم اینجا. و حالا انشاالله طبعی عطا بشه که از تکرار مکرّرات خارج بشیم! هرچند خودم مثلاً این قصیدمُ، شعر پخته و خوبی میبینم، به سبک قصایدی مثل راه‌آهن و اینا که خوندی لابد. و فکر میکنم این استفاده از تعبیرات تکراری برای شعر جدید و مفهوم جدید، کار خوبیه. فکر نمیکنم کسی در این موضوع و این سبک، با این زیانی که شعر من داشت، شعری گفته باشه. خلاصه، طبع‌آزماییه داستان.
ضمناً، اگر چیزی از مد افتاده دلیل نمیشه من استفاده نکنمش!
+جای شکر داره که حداقل لبخندی بر لب ملّت نشوندیم!
+ بچّه‌هایی که از ریاضی میان، عمده‌ی مطالب ریاضی انسانیُ توی حسابان و جبر سوم خوندن برا همین نیاز به خوندن زیاد ندارن. منم البته چون کلّاً ریاضی دوست ندارم درصدام درخشان نیست، به هر حال عمده‌ی کارم برا ریاضی الآن اینه که یه نگاه به کتاب درسی میندازم، بعد خلاصه‌ی آبیِ قلمچیُ میخونم، بعدم تستاشُ میزنم که مختصر و مفید هستن. روش و تکنیکی در کار نیست!
۲۰ اسفند ۹۲ ، ۱۱:۴۸ مشکوة فرمانی
به نظرم اگه یه مدت بینش وقفه بندازی شعر پخته تر و جون دار از آب در می آد.من خودم داستان های سوررئال می نویسم و یه نوع داستان های دیگه که بهتر اینجا اسمش رو نیارم.یه مدت چیزی ننوشتم و بینش وقفه انداختم و کیفیت داستان هام از این رو به اون رو شد.تو هم امتحان کن.حتما نتیجه می گیری.خیلی حرف داشتم در این مورد بهت بزنم منتها چون تایپ بلد نیستم وقت ندارم که بهت بگم.حالا دوباره بریم سراغ قضیه ی درسی:ادبیات عمومی رو چه جوری می خونی؟ریاضی رو از اون روشی که گفتی رفتم و 100 زدم.

پاسخ:
پاسخ:
آخه الآن وقفه افتاده‌شه این! چون یه مدت شعر نگفتم. و وقتایی که فشار روانی زیاده (مثل الآن!) مجبورم شعر بگم؛ خودش میاد والا!
+ چرا اسمشُ نمیتونی بگی؟ خواستی خصوصی بذار واسم. نمونه کاری هم اگه تایپ شده داری بده ببینم؛ جالبه.
+ واقاً 100؟ آفرین من خودم صد نمیزنم!
ادبیاتُ هم مثل ریاضی که تو کلاس یاد گرفته بودم، باهاش آشنام از قبل بخاطر المپیاد. برا همین سر چیزایی مثل تاریخ ادبیات زیاد مشکل ندارم. ادبیات دو بخشه، یه بخش حفظی، یه بخش قرابت معنا. حفظی‌هایش چاره‌ای جز تکرار نداره. یعنی مطالب حفظیُ از الآن تا کنکور اگر بتونی 4،5 بار بخونی و آزموناشُ بدی، میتونی 100 بزنی.
برا قرابت هم که شیوه اینطوریه که مفهوم غالب بیت مورد پرسشُ سعی کن تو یک یا دو کلمه خلاصه کنی، بعد تو گزینه‌ها دنبالش بگرد. تست زدن مفید خواهد بود البته، مثلاً از رو گاج میکرو.
حالا سوال من!
شما انسانی‌ها، تاریخ و عربی و منطق‌تونُ چجوری میخونین؟ من راهکار خاصی براشون ندارم!

۰۷ فروردين ۹۳ ، ۱۵:۰۱ مشکوة فرمانی
تبریک به خاطر عید و همچنین به خاطر رتبه آوردنت تو قلم چی.من که روز به روز هی دارم پس رفت می کنم.در مورد اون سه تا درس هم اگه عربی رو فاکتور بگیریم خود من شدیدا محتاج کمکم.میشه بگی روند درس خوندنت چه جوریه؟مثلا چه جوری خوندنتو زمان بندی می کنی و از این حرف ها؟چون من شدیدا افت و خیز دارم.راستی چون من تایپ بلد نیستم داستان هام رو با دست می نویسم چون لذتش دو برابره!حالا اگه یه روزی برای خودم سری بین نویسنده ها درآوردم اون موقع است که نوشته هام ارزش خوندن دارند والا در حال حاضر خام اند وتوخالی!در ضمن منظورم از وقفه انداختن هم این بود که یه یه سالی بینش وقفه بندازی نه این که یه هفته چیزی ننویسی وبعد بگی کم کار شدم!

پاسخ:
پاسخ: سلام. خیلی ممنون از تبریکت ببخشید بخاطر تاخیر.
والا این روزا اصلاً درس نمیخونم برای همین راجب روال درس خوندن ایده‌ی خاصی ندارم. ولی به هر حال اون اوّلا اینطوری برنامه ریزی میکردم که مثلاً چند روز پشت هم ریاضی میخوندم چند روز پشت هم جغرافی. ولی مشاورا گفتن کار اشتباهی میکنم و قرار شد درسامُ تو طول روز پخش کنم مثلاً دیروز نصف ریاضی پیش بود با نصف تاریخ پیش و اتمام خط کشی تاریخ 2!
روال خاصی اصلاً ندارم در مورد خوندن! اگه تو جزئیات سوال داری دقیق بپرس تا بگم.
+شکسته نفسی میکنی! به هر حال توقع خواننده از تو این نیست که مثل مارکز مثلاً بنویسی که. همین که در حد سن خودت خوب باشی خیلیه. منم برای خودم اینطوری امید ایجاد میکنم :))
وقفه‌ای که بهت گفتمم وقفه‌ی طولانی بود نه کوتاه.
;)
: )
آریو ..
واس یکی از دوسام ..
میشه خصوصیش کنی متنو ؟!! یادم رفــــ .. :)
مرسی ..
نظرتم بگو .. :/ ;)

پاسخ:
پاسخ:
باشه خصوصیش میکنم :)
خواهش میکنم.
نظر... خب خوب بود واقعاً، ولی آخرش (از لحاظ زبانی و ادبی) یه کم نامیزون شد و با بقیه کار هماهنگ نبود.
این + ب بعد جدا بودش دیگ .. !! ممنون .. :)
بیلاگتو آپ نمیکنی ؟!

پاسخ:
پاسخ:
خواهش میکنم!
دوست دارم آپ کنم ولی یه کم کمبود حوصله/وقت/موضوع دارم.
این کمبود حوصله ببین باآدم چ ها ک نمیکنه !
منم سرهمین دیگ ننوشتم !
موفق باشی . . :) امیدوارم اگ جامعه شناسی زدی قبول شی . .
این رشته حسرتش رو دل من ک موند . . :(

پاسخ:
پاسخ:
خیلی بده کمبود حوصله. باعث هدر رفتن عمر انسانه! باید همه اصلاح کنیم خودمونُ.
حسرتش آخر رو دل خودمم موند چون زدم حقوق :))
رشته شما چیه؟
اگر برود این ویروس . .
:)) حقوقم خوبه . . >بشرریاضی . . :| ا تجربی بهتره :|

پاسخ:
پاسخ:
حقوق بشرُ دارن از دانشگاه تهران بر میدارن! ولی رشته خوبیه!
ریاضی خوبه. تجربی خوبه. انسانی هم خوبه. همه رشته‌‎ها قشنگن انصافاً. اما ریاضی هوش‌خواه‌تر و هوش‌پرورتره و کنکورشم مثل تجربی آزاردهنده نیست.
عآخه چرا ؟ ! :\
کلن با مقوله زیستـــ کنار نمیآم .. :\
عآره مخصوصن کآمپیوتر :>

پاسخ:
پاسخ:
چراشُ نمیدونم!
زیست خیلی خوبه اتفاقاً! البته خیلی ازین مسائل سلیقه‌ای‌ه مثلاً منم زیاد از کامپیوتر خوشم نمیاد :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی