بردیا مختاری

شعرها و متفرّقه‌نویسی‌های من

بردیا مختاری

شعرها و متفرّقه‌نویسی‌های من

دیگر نمی‌دانم کجای کشوری حتی

شنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۸، ۰۲:۵۶ ق.ظ

حرفی بزن، با یک نگاه سرسری حتی

کاری بکن، بی‌حرمتی، رسواگری حتی


با اینکه حتی نیستی در راه برگشتن

در خواب دیدم می‌رسی، پشت دری حتی


ای روشنایی بخش دنیایم نمیبینی؟

بی‌تو سیاهم، نیستم خاکستری حتی


روزی سرت بر بالش من بوده و حالا

دیگر نمیدانم کجای کشوری حتی


خوش‌حالی‌ات می‌شد که تسکین کمی باشد

امّا نمی‌دانم که بی من بهتری حتی


وقتی نباشی مثل یک آهوی بی‌گلّه

امنی ندارم در میان بستری حتی


با دیگران دیدن که سهل است، آخ می‌میرم

یک لحظه هم فکر تو باشد دیگری حتی


ای کاش می شد اندکی نزدیک تر باشی

با هر بلایی که سرم می‌آوری حتی


اما چه حاصل من که میدانم نمی‌خوانی

این شعر را تا بیت های آخری حتی



#بردیا_مختاری

  • بردیا مختاری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی