گهواره

"حیف است نام من آن‌جا که اوست"

گهواره

"حیف است نام من آن‌جا که اوست"

نمیخواهم!

پنجشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۵۹ ق.ظ

این شعرُ الان گفتم، و خیلی خودم خوشم اومد ازش، مخصوصاً نیمه دومش که فاز متفاوتی داره:


نمیخواهم بمانی رفتنت را هم نمیخوام

نه مستم من، نه از اطراف آگاهم! نمیخواهم 

هم عادت کرده‌ام باشی و هم می‌ترسم از رفتن

من این احساس‌های تلخ را باهم نمیخواهم

از آغاز مسیرم، راه را گم کردم و حالا

میان وحشت شبهای بیراهم، نمیخواهم

در آخر هم، اگر حتی عزیز مصر خواهم شد،

من این تقدیر را اکنون که در چاهم نمیخواهم

تو خورشیدی و من ماهم، میان آسمان تو،

شب و روز از فروغ خویش میکاهم، نمیخواهم

هزاران پرده افکندی که رویت را بپوشانی 

زنی محجوب و مستوری، رضاشاهم! نمیخواهم!

تو تاریخی شبیه سرزمین مادری داری

و من مشروطه‌ای شیرین و کوتاهم! نمیخواهم

شبیه نوحم و گرچه، تمام عمر، بد دیدم 

به جز خوبی برای قوم بدخواهم نمیخواهم

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۰۳
بردیا مختاری

نظرات  (۱)

شوخی جالبی داشت. یعنی حالت شوخ جالبی داشت.
خوب بود.
پاسخ:
احتمالا باید منظورتون از شوخی، جاهایی باشه که "نمیخواهم" در دستور جمله هضم نشده و صرفا برای اعلام عدم رضایت بیان شده و حالت غر زدن گرفته.
خیلی متشکر :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی