گهواره

"حیف است نام من آن‌جا که اوست"

گهواره

"حیف است نام من آن‌جا که اوست"

شعر جدید

سه شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۴، ۱۲:۳۲ ق.ظ
دوستم نداری و من آرزوت میکنم
کارهای احمقانه رو به روت میکنم

اشکهای خسته روی گونه‌هام میچکد
روزهای نحس که فقط سکوت میکنم

تا نریزد اشک بر زمین و دست، رو شود،  
بی‌دلیل رو به آسمان قنوت میکنم

بی‌تو رو به شهر، پشت پنجره تمام روز
درد و وحشت و دروغ ( د.و.د) فوت میکنم

آنقدَر عوض شدم که شب به جای پرزدن
توی خواب، از بلندی‌ات سقوط میکنم

بعد هم برای زنده ماندنم در آسمان
دست را دراز سوی تار موت میکنم

نیستی و هستم و حرام میشود دلم
نیستی و عاشقانه آرزوت میکنم

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۱/۲۵
بردیا مختاری

نظرات  (۲)

۲۶ فروردين ۹۴ ، ۲۰:۲۹ سلیمان علاقی
عالی بود
وحدت مضمون داشت
چیزی که گاهی خوبه گاهی بد
اینبار خوب بود 
خدا توفیقت بده
پاسخ:
سلام :)
خیلی ممنون از نظرت سلیمان جان
 لطف کردی.
همچنین
سلام  قشنگ  بود  دوستش  دارم :)
پاسخ:
سلام خیلی متشکّر :) 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی