گهواره

"حیف است نام من آن‌جا که اوست"

گهواره

"حیف است نام من آن‌جا که اوست"

غریبستان تنهائی

چهارشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۵۴ ب.ظ

من به این احساس بی‌شرمانه عادت کرده‌ام

سال‌ها خاکستر خود را عبادت کرده‌ام

در گریز از سردی شب‌های بی‌سامانی‌ام  

با سحر خندیده‌ام، با صبح صحبت کرده‌ام

خسته و تنها میان راه‌های ناشناس

راه ایمان یافتم از بس که وحشت کرده‌ام

پشت‌گرمِ آسمان‌های بزرگ دوردست

در غریبستانِ تنهائی قیامت کرده‌ام

چشم‌من تا شعله‌ی اندوه‌هارا بشکند 

کاسه را لبریز از باران رحمت کرده‌ام

گرچه فرصت خواستم تا با خدا خلوت کنم

وقت تنهایی فقط احساس غربت کرده‌ام

چشم خیسم خشک شد، شاید که من با اشک خود

پیش پای این غزل، غسل شهادت کرده‌ام...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۱۱/۲۹
بردیا مختاری

نظرات  (۱)

بیت پنجمش عااالیه
پاسخ:
مرسی :) 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی