گهواره

"حیف است نام من آن‌جا که اوست"

گهواره

"حیف است نام من آن‌جا که اوست"

۱ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

 

گرفتم دستهایت را و خود رفتم ز دست آخر

به هر سازی زدی رقصیدم و سازت شکست آخر

ندانستم من از اوّل که این بنبست بنبست‌است

دویدم سوی تو تا راه من را درد بست آخر

نه یارای تحمل ماند و نه پای سفر کردن

نشستم بی‌رمق تا گرد غم بر من نشست آخر

الا ای ماهیِ کوچک کدامین موجه‌ی دریا

تو را دزدید و گم کردت دراین ژرفای پَست آخر؟

دلا دیدی که خورشیدی که نور زندگانی بود
میان هرج ‌و مرجِ موج‌ها از هم گسست آخر؟

امید است آنکه دل را در تلاطم زنده می‌دارد

ولی در برزخ دنیا امیدی نیست، هست آخر؟

سرانجام تمنّاهایت ای تنها! تباهی بود

خودت را باختی پیش فریبی خودپرست آخر

تو رفتی؛ رفته‌ام انگار از دستان این دنیا

نمیشد از قفس‌های پیاپی زنده رَست آخر...

 

__________________________________________________
Shere akharam
kasi hanuz inja hast aslan?! :D+

 

۱۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۳ ، ۲۰:۵۹
بردیا مختاری