گهواره

"حیف است نام من آن‌جا که اوست"

گهواره

"حیف است نام من آن‌جا که اوست"

۱ مطلب در دی ۱۳۹۳ ثبت شده است

 

طعم آرامش میان تلخی انکار را

گوش‌دادن زیر باران شرشر گیتار را

با تو می‌خواهم شبی تا صبح را باور کنم

آه ای رویای من با من بمان این بار را

دست من سیگارم و لب‌هات بر لب‌های من

بوسه‌های تو معطر میکند سیگار را

زندگی در چشم دریایی تو لغزان شده

مرغ ماهی‌خوارم و میخواهم این پیکار را

اهل دریاگردی ام من! باز میترسم ولی،

ناز چشمانت ببلعد مرغ ماهی‌خوار را

آسمان روشن شب را ببین ای نازنین!

ماه می‌خواهد ببیند مردُم بیدار را

گرچه بیداری کنار تو، فقط خواب من است،

خوب‌تر کرده همین رویا منِ بیمار را

نور خورشید و صدای ساعت و "بیدار شو!"

وای نه! ای وای! نه! از من نخواه این کار را...

 

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۳ ، ۱۹:۲۴
بردیا مختاری